با روی کار آمدن نظام اسلامی، در واقع روحانیت از نقش جانبی در حکومت، به قدرت حاکم تبدیل شد و قابل انتظار بود که محدودیتها و قوانین سختگیرانهتر شوند. اولین نمود این تغییر، فشارها و هجمهای بود که بر پیروان ادیانی وارد شد که در اسلام به رسمیت شناخته نمیشوند و بهاییان قربانیان بزرگ این سیاست بودند.
اما آیا ادیانی مانند مسیحیت و یهودیها که مطابق قرآن «اهل کتاب» شناخته میشوند و حقوقشان باید محفوظ نگه داشته شود از حقوق شهروندی برابر برخوردارند؟
این سئوالی است که پاسخ به آن، نیازمند اندکی درنگ است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، زرتشتی و مسیحی و کلیمی به عنوان دین و اقلیت به رسمیت شناخته شدهاند. در برگزاری مراسم مذهبی خود آزادند و از حقوق شهروندی برخوردارند. اما همچنان ماجرای قدیمی پابرجاست. اول اینکه به شکلی شدیدتر از حکومتهای پیشین، برای تصدی بسیاری از پستها مذهب شیعه شرط اساسی است. موضوعی که حتی اخیرا در انتخاب استاندار کردستان به مسئله تبدیل شد.
حکومت ایران برای مسند استاندار یک منطقه سنینشین که مسلمان هم هستند، ترجیح داد یک غیرکردِ شیعه را انتخاب کند. این وضعیت برای غیرمسلمانان به شکل محسوستری برقرار است. البته مسیحیان یا کلیمیها در هیچ منطقهای از کشور اکثریت جمعیتی را در اختیار ندارند. اما حتی امکان رقابت برابر، برای پستهایی مانند استاندار و شهردار وجود ندارد. منع قانونی برای پستهای رده بالا همچنان و با شدت برقرار است. فرد اول مملکت باید یک مجتهد شیعه باشد. رییس جمهور باید به قرآن سوگند بخورد و پیرو ولایت فقیه باشد. برای وزرای دولت جمهوری اسلامی نیز اگرچه قانون به صراحت تاکید نکرده، اما هرگز حتی شاهد وزارت یک مسلمان غیر شیعه نیز در تاریخ جمهوری اسلامی نبودهایم.

اما آیا ادیانی مانند مسیحیت و یهودیها که مطابق قرآن «اهل کتاب» شناخته میشوند و حقوقشان باید محفوظ نگه داشته شود از حقوق شهروندی برابر برخوردارند؟
این سئوالی است که پاسخ به آن، نیازمند اندکی درنگ است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، زرتشتی و مسیحی و کلیمی به عنوان دین و اقلیت به رسمیت شناخته شدهاند. در برگزاری مراسم مذهبی خود آزادند و از حقوق شهروندی برخوردارند. اما همچنان ماجرای قدیمی پابرجاست. اول اینکه به شکلی شدیدتر از حکومتهای پیشین، برای تصدی بسیاری از پستها مذهب شیعه شرط اساسی است. موضوعی که حتی اخیرا در انتخاب استاندار کردستان به مسئله تبدیل شد.
حکومت ایران برای مسند استاندار یک منطقه سنینشین که مسلمان هم هستند، ترجیح داد یک غیرکردِ شیعه را انتخاب کند. این وضعیت برای غیرمسلمانان به شکل محسوستری برقرار است. البته مسیحیان یا کلیمیها در هیچ منطقهای از کشور اکثریت جمعیتی را در اختیار ندارند. اما حتی امکان رقابت برابر، برای پستهایی مانند استاندار و شهردار وجود ندارد. منع قانونی برای پستهای رده بالا همچنان و با شدت برقرار است. فرد اول مملکت باید یک مجتهد شیعه باشد. رییس جمهور باید به قرآن سوگند بخورد و پیرو ولایت فقیه باشد. برای وزرای دولت جمهوری اسلامی نیز اگرچه قانون به صراحت تاکید نکرده، اما هرگز حتی شاهد وزارت یک مسلمان غیر شیعه نیز در تاریخ جمهوری اسلامی نبودهایم.

«رضا دهقانی» کشیش و مسئول کلیساهای خاورمیانهای تشکیلات «کلیسای پنطیکاستی»: فشارهای حکومت اسلامی دلیل گرایش مسلمانان به دینهای دیگر
اما موضوعی که خصوصا در سالهای اخیر در ایران تبدیل به معضل شده است بحث نوکیشان مسیحی است. خبر برخوردهای مختلف، از زندان گرفته تا اخراج از محیط کار و برخورد با کلیساها، و مقابله با افرادی که از دین اسلام خارج میشوند در سالهای اخیر بیشتر در رسانهها دیده میشود. و پارادوکسی که حکومت ایران با آن روبروست، این است که معمولا این افراد سیاسی نیستند و کاری به جز برگزاری مناسک مذهبی و نهایتا تبلیغ دین جدید انجام نمیدهند. برخورد خشن با نوکیشان حساسیت جامعه جهانی و فعالان حقوق بشر را در پی داشته است. ولی از سوی دیگر حکومت نمیتواند این را بپذیرد که در جایی که خود را به عنوان تنها حکومت شیعه جهان و امالقرای جهان اسلام معرفی میکند شاهد افزایش پیوستن مسلمانان به دین دیگری باشد.
«رضا دهقانی» کشیش و مسئول کلیساهای خاورمیانهای تشکیلات «کلیسای پنطیکاستی» Pentecostal Church International United در گفتوگو با هفته، شمار ایرانیان نوکیش را بین 200 تا 300 هزار نفر برآورد میکند:
«ما نمیتوانیم آمار درستی بخاطر شرایط ایران بدهیم ولی خبر ما اینجوری میرسد که بین 200 تا 300 هزار نفر نوکیش داریم»
او همچنین فشارهای حکومت را عامل افزایش گرایش به مسیحیت میداند: «من اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم یکی از دلایل گرایش و گِرویدن مسلمانان به ادیان دیگر، فشارهای حکومت اسلامی بر مردم است. فشارهای مذهبی که روی مردم است آنها را میکشاند به گرایش و پیوستن به دینهای دیگر. این میتواند بهائی باشد مسیحی یا حتی خانقاهها و گروههای دراویش. خوب بخش عظیمی از جامعه در تحقیق است که برود بک چیزی را جایگزینی آن چیزی کند که اول داشته. به طبع تعدادی به مسیحیت رو میآورند»
کشیش دهقانی، برخورد مردم به نوکیشان مسیحی را در ایران با سایر کشورهای مشابه مقایسه میکند و میگوید: «نسبت به سایر کشورهای مسلمان شرقی، مانند ترکیه، اندونزی و مالزی، مردم ایران بسیار بازتر برخورد میکنند.» او معتقد است که مثلا در کشوری مانند ترکیه، اگرچه قانون مجازات و منعی برای تغییر دین پیشبینی نکرده، اما نگاه منفی و گاها طرد از جامعه و خانواده در بین آنها بسیار بیشتر است تا ایران. وی ادامه میدهد: «مطابق تجربیات شخصی من اکثریت بزرگی از مردم ایران وقتی بشنوند برادرشان یا یکی از بستگانشان مسیحی شده مشکلی ندارند در مقابل اما فشارهای دولت گاه وحشتبرانگیز است. گرچه نباید فراموش کنیم که افراد سنتی هم در ایران داریم که با این فضیه نمیتوانند کنار بیایند ولی میتوانم بگویم مردم ایران دید بازتری نسبت به دیگر کشورهای اسلامی دارند. حتی به نسبت مردم ترکیه، که ادعای دموکراسی هم دارند»
حمید، نوکیشِ مسیحی، و کارمند سابق وزارت دفاع: گفتند اخراجی و دو ساعت وقت داری وسائلت را جمع کنی و بروی
«حمید» متولد 1361 و یک نوکیش مسیحی در ایران است. او با انتخاب مسیحیت دچار مشکلاتی از قبیل از دست دادن کار خود، و حتی موانعی بر سر راه ازدواج شد، که باعث شد نتواند با فرد مورد نظرش ازدواج کند، او ماجرای خود را در گفتوگو با هفته اینطور بیان میکند:
«من کارمند وزارت دفاع بودم. البته در زمانی که استخدام شدم هنوز مسیحی نشده بودم. اما به تدریج با کلیسا آشنا شدم و احساس کردم این آیین و مناسکش به من آرامش میدهد و کمک میکند آدم بهتری باشم. به همین دلیل مسیحی شدم و مدام به کلیسا میرفتم»
حمید در محل کار خودش صحبتی از تغییر دین نمیکرد. البته میگوید کسی از او چیزی در این باره نپرسید، وگرنه راستش را میگفت. تا زمانی که دولت به مسئولان کلیسا اعلام میکند که باید شماره ملی افرادی که در مراسم کلیسا شرکت میکنند را اعلام کند:
«کشیش به من گفت که میتوانم این کار را نکنم. شاید کمی محدودیت در تعداد حضورم ایجاد شود، اما میتوانم این کار را نکنم و به شرکت در بیشتر مراسم ادامه بدهم. اما من گفتم دلیلی برای دروغ گفتن و پنهان کردن ندارم. و شماره ملیام را دادم و خواستم که اعلام کند»
تقریبا بلافاصله بعد از این ماجرا حمید در محل کارش احضار میشود و بدون سئوال و جواب اخراج میشود.
«دو روز بعد از اعلام شماره ملی، وقتی رفتم سرکار موقع کارت کشیدن دیدم که کارتم کار نمیکند. گفتند عقیدتی سیاسی سازمان شما را خواسته است. رفتم آنجا و گفتند چون کارمند خوبی بودهای و از تو فقط رفتار خوب دیدهایم. دو ساعت به تو وقت میدهیم که وسایلت را جمع کنی و بروی. هرچه خواستم دلیلش را به من بگویند کسی چیزی نگفت. فقط گفتند که همین را بدان که خیلی داریم به تو لطف میکنیم. همین را گفتند و من هم رفتم. حالا شغلم را عوض کرده ام و در یک کارگاه جواهرسازی کار میکنم. راضی هستم و از کاری که انجام دادهام احساس پشیمانی نمیکنم زیرا باعث شده است که احساس آرامش داشته باشم در زندگی، و تبدیل به آدم بهتری شوم. این موضوع حتی در تصمیم من برای ازدواج با دختر مورد علاقهام تاثیر گذاشت و من نتوانستم ازدواج کنم، اما با این حال خواست خدا بوده و من راضی هستم. من بد هیچکس را نمیخواهم و برای همه فقط دعای خیر میکنم. حتی آنهایی که با من برخورد خوبی نداشتند»
«ما نمیتوانیم آمار درستی بخاطر شرایط ایران بدهیم ولی خبر ما اینجوری میرسد که بین 200 تا 300 هزار نفر نوکیش داریم»
او همچنین فشارهای حکومت را عامل افزایش گرایش به مسیحیت میداند: «من اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم یکی از دلایل گرایش و گِرویدن مسلمانان به ادیان دیگر، فشارهای حکومت اسلامی بر مردم است. فشارهای مذهبی که روی مردم است آنها را میکشاند به گرایش و پیوستن به دینهای دیگر. این میتواند بهائی باشد مسیحی یا حتی خانقاهها و گروههای دراویش. خوب بخش عظیمی از جامعه در تحقیق است که برود بک چیزی را جایگزینی آن چیزی کند که اول داشته. به طبع تعدادی به مسیحیت رو میآورند»
کشیش دهقانی، برخورد مردم به نوکیشان مسیحی را در ایران با سایر کشورهای مشابه مقایسه میکند و میگوید: «نسبت به سایر کشورهای مسلمان شرقی، مانند ترکیه، اندونزی و مالزی، مردم ایران بسیار بازتر برخورد میکنند.» او معتقد است که مثلا در کشوری مانند ترکیه، اگرچه قانون مجازات و منعی برای تغییر دین پیشبینی نکرده، اما نگاه منفی و گاها طرد از جامعه و خانواده در بین آنها بسیار بیشتر است تا ایران. وی ادامه میدهد: «مطابق تجربیات شخصی من اکثریت بزرگی از مردم ایران وقتی بشنوند برادرشان یا یکی از بستگانشان مسیحی شده مشکلی ندارند در مقابل اما فشارهای دولت گاه وحشتبرانگیز است. گرچه نباید فراموش کنیم که افراد سنتی هم در ایران داریم که با این فضیه نمیتوانند کنار بیایند ولی میتوانم بگویم مردم ایران دید بازتری نسبت به دیگر کشورهای اسلامی دارند. حتی به نسبت مردم ترکیه، که ادعای دموکراسی هم دارند»
حمید، نوکیشِ مسیحی، و کارمند سابق وزارت دفاع: گفتند اخراجی و دو ساعت وقت داری وسائلت را جمع کنی و بروی
«حمید» متولد 1361 و یک نوکیش مسیحی در ایران است. او با انتخاب مسیحیت دچار مشکلاتی از قبیل از دست دادن کار خود، و حتی موانعی بر سر راه ازدواج شد، که باعث شد نتواند با فرد مورد نظرش ازدواج کند، او ماجرای خود را در گفتوگو با هفته اینطور بیان میکند:
«من کارمند وزارت دفاع بودم. البته در زمانی که استخدام شدم هنوز مسیحی نشده بودم. اما به تدریج با کلیسا آشنا شدم و احساس کردم این آیین و مناسکش به من آرامش میدهد و کمک میکند آدم بهتری باشم. به همین دلیل مسیحی شدم و مدام به کلیسا میرفتم»
حمید در محل کار خودش صحبتی از تغییر دین نمیکرد. البته میگوید کسی از او چیزی در این باره نپرسید، وگرنه راستش را میگفت. تا زمانی که دولت به مسئولان کلیسا اعلام میکند که باید شماره ملی افرادی که در مراسم کلیسا شرکت میکنند را اعلام کند:
«کشیش به من گفت که میتوانم این کار را نکنم. شاید کمی محدودیت در تعداد حضورم ایجاد شود، اما میتوانم این کار را نکنم و به شرکت در بیشتر مراسم ادامه بدهم. اما من گفتم دلیلی برای دروغ گفتن و پنهان کردن ندارم. و شماره ملیام را دادم و خواستم که اعلام کند»
تقریبا بلافاصله بعد از این ماجرا حمید در محل کارش احضار میشود و بدون سئوال و جواب اخراج میشود.
«دو روز بعد از اعلام شماره ملی، وقتی رفتم سرکار موقع کارت کشیدن دیدم که کارتم کار نمیکند. گفتند عقیدتی سیاسی سازمان شما را خواسته است. رفتم آنجا و گفتند چون کارمند خوبی بودهای و از تو فقط رفتار خوب دیدهایم. دو ساعت به تو وقت میدهیم که وسایلت را جمع کنی و بروی. هرچه خواستم دلیلش را به من بگویند کسی چیزی نگفت. فقط گفتند که همین را بدان که خیلی داریم به تو لطف میکنیم. همین را گفتند و من هم رفتم. حالا شغلم را عوض کرده ام و در یک کارگاه جواهرسازی کار میکنم. راضی هستم و از کاری که انجام دادهام احساس پشیمانی نمیکنم زیرا باعث شده است که احساس آرامش داشته باشم در زندگی، و تبدیل به آدم بهتری شوم. این موضوع حتی در تصمیم من برای ازدواج با دختر مورد علاقهام تاثیر گذاشت و من نتوانستم ازدواج کنم، اما با این حال خواست خدا بوده و من راضی هستم. من بد هیچکس را نمیخواهم و برای همه فقط دعای خیر میکنم. حتی آنهایی که با من برخورد خوبی نداشتند»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر