۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه

تناقضات قرآن 25

61)بزرگترين تناقض فلسفی قران
با مطالعه قران و همچنين گذری در ميان متون مرجع و احکام اسلامی به تناقض اشکاری بر می خوريم که می توان از ان بعنوان بزرگترين تناقض فلسفی قران ياد کرد. در همين راستا، ژول لابيوم J. Labeaume اسلام شناس قرن نوزدهم فرانسه در کتاب ارزنده «تجزيه قران» ، به بيش از صد ايه مختلف اشاره می کند که پيرو آن، تمامی مسائل مربوط به انسان و جهان و کائنات از جمله اعمال و کردار انسان، تمامی سخنان و افکار، تولد و مرگ و بطبع طول عمر، احساسات درونی و ريزترين فعل و انفعالات مجموعه طبيعت و کهکشانها و حتی کوچکترينشان – همه و همه- توسط خداوند از پيش مشخص و تعيين شده و بطور دقيق در «لوح محفوظ» ثبت و نگهداری می شود. پس بدينسان، انسان عاری از قدرت تشخيص و انتخاب است.
اما در سوی ديگر، همين خداوند متعال در اياتی چند شديدن تهديد و تأکيد می کند که » انسان مسئول مستقيم اعمال خويش است و برای انانی که به راهی غير از انچه مقرر کرده ايم می روند اتشی سخت مهيا کرده ايم»(104 انعام، 15 جاثيه، 67 توبه، 51 اعراف، النجم 38 و 39(
و باز در کنار اين تناقض آشکار «يک بام و دو هوا»، می بينيم که در جای ديگر خداوند در اقدامی غير مترقبه اعلام می کند که «شيطان را مأمور گمراهی انسانها قرار داده است» (سبا؛ 21) در همين رابطه دکتر شجاع الدين شفا چنين متذکر می شود: » البته با همه گذشت قرون، هنوز بدين دو پرسش پاسخ قانع کننده ای داده نشده است که اگر خدا خودش به شيطان اجازه داده بود که مردمان را گمراه کند، گناه ادم و حوا که فريب اين شيطان را خوردند چه بود؟ و به‌فرض‌ِ آن هم که اين دو گناهکار بودند چرا بايد فرزندان نسل های بعدی آن‌ها بابت گناه اين پدر و مادر ساده لوح جواب پس بدهند؟». (تولدی ديگر؛ 388) حال با توجه و بر مبنای چنين چند گانگی هائی، چگونه می توان جايگاه «جبر» و «اختيار» را در فلسفه دين اسلام از هم تفکيک کرد؟!
اگر انسان «مختار» است، پس منظور از تأکيدهای مکرر قران برای «از پيش تعيين شده بودن» همه چيز و وجود نوعی مرکز بايگانی بنام «لوح محفوظ» و اصولن «فلسفه تقدير» چيست؟ اگر انسان «اجبار» داشته و در حوزه ای غير اختياری می زيد، پس ديگر تدارک مکانهايي بنام «بهشت» و «جهنم» بمنظور پاداش و جزای اعمال انسان در چيست؟! و اصولن سنجش اعمال انسان بر چه مبنايي انجام می گردد و اين سنجش در حياتی کاملن مشخص و از پيش تعيين شده چه کاربردی دارد؟!
اين تضاد عميق سالهاست که از سوی منتقدين به پرسش گرفته شده، بدون آن که هيچ يک از علمای مذهبی تا کنون توانسته باشد پا سخی درخور بدان بدهد. علمای مذهبی، خصوصن روشنفکران مذهبی- نيک می دانند که پاسخگويي به چنين پرسشی مستلزم ناديده گرفتن اصول اساسی و مسلم دين اسلام است – که طی آن دکانداری دين در هر جا به فراخور زمان حکمی از آستين بيرون می‌آورد- ، بنابراين آنان با پيچاندن صورت مسئله و با طرح سئوالاتی ديگر به عوض جواب، عملن از پاسخگويي طفره می روند. اين شانه خالی کردن از پرسشهای خردگرايان و فرار از پاسخ دهی با مطرح کردن حکم کليشه‌ای «در کار خدا و رسولش مداخله نکنيد» به منظور به بن بست رساندن پرسش و خاموش کردن عقل نقاد پرسشگر ، – با وجود ريشه ای کهن – تحقيقن نتوانسته و نخواهد توانست انسان خردگرا و کاوشگر را قانع کند، زيرا رشد علم در عصر حاضر و تکاپوی بی وقفه انسان در راه برون رفت از خيل مشگلاتی که بشر تاريخن بدان گرفتار آمده، خودبخود اصول پوسيده مذهبی را به چالش جدی گرفته و نياز به شفافيت باورهای انسانی را دو چندان کرده است.
62)روز های خدا برابر 1000 سال است یا 50000 سال؟
و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مىشمريد! (47)سورة محمد
امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏كند; سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد بسوى او بالا مى‏رود. (5) سورة السجدة
فرشتگان و روح ( فرشته مقرب خداوند) بسوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است! (4)سورة المعارج
بالاخره کدام درست است؟ روز خدا معادل 1000 سال زمینی است یا 50000 سال؟ ممکن است ادعا شود که این » روزها» فقط ارزش استعاری دارند و نه حسابی و تاریخی. البته این بهانه ی خوبی برای گریز ازاین تناقض گویی نیست. اگر الله تبارک و تعالی می خواست به استعاره رو بیاورد، نیازی نبود با ذکر اعداد مختلف برای طول یک روزخدا ضد و نقیض گویی کند. توجیه بهتری که برای این تضاد اقوال باری تعالی می توان یافت این است که خاتم انبیای این موجود موهومی دارای حافظه ی ضعیفی در جعل دروغ بوده است

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر