مَتّی ۲۲:۲-۱۴ - مشابه لوقا ۱۴:۱۶-۲۴
۱عیسی باز به مَثَلها با ایشان سخن گفته، فرمود:۲«پادشاهی آسمان را میتوان به شاهی تشبیه کرد که برای پسر خود جشن عروسی بهپا داشت.۳او خادمان خود را فرستاد تا دعوتشدگان را به جشن فراخوانند، امّا آنها نخواستند بیایند.۴پس خادمانی دیگر فرستاد و گفت: ”دعوتشدگان را بگویید اینک سفرۀ جشن را آماده کردهام، گاوان و گوسالههای پرواریام را سر بریدهام و همهچیز آماده است. پس به جشن عروسی بیایید.“۵امّا آنها اعتنا نکردند و هر یک به راه خود رفتند، یکی به مزرعه و دیگری به تجارت خود.۶دیگران نیز خادمان او را گرفتند و آزار دادند و کشتند.۷شاه چون این را شنید، خشمگین شده، سپاهیان خود را فرستاد و قاتلان را کشت و شهر آنها را به آتش کشید.۸سپس خادمان خود را گفت: ”جشن عروسی آماده است، امّا دعوتشدگان شایستگی حضور در آن را نداشتند.۹پس به میدان شهر بروید و هرکه را یافتید به جشن عروسی دعوت کنید.“۱۰غلامان به کوچهها رفتند و هرکه را یافتند، چه نیک و چه بد، با خود آوردند و تالار عروسی از میهمانان پر شد.
۱۱«امّا هنگامی که شاه برای دیدار با میهمانان وارد مجلس شد، مردی را دید که جامۀ عروسی بر تن نداشت.۱۲از او پرسید: ”ای دوست، چگونه بدون جامۀ عروسی به اینجا آمدی؟“ آن مرد پاسخی نداشت.۱۳آنگاه پادشاه خادمان خود را گفت: ”دست و پایش را ببندید و او را به تاریکیِ بیرون بیندازید، جایی که گریه و دندان به دندان ساییدن خواهد بود.“۱۴زیرا دعوتشدگان بسیارند، امّا برگزیدگان اندک.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر