۱۳۹۴ دی ۲۹, سه‌شنبه

پرسش دربارۀ پرداخت خراج

مَتّی ۲۲:‏۱۵-‏۲۲ -‏ مَرقُس ۱۲:‏۱۳-‏۱۷؛ لوقا ۲۰:‏۲۰-‏۲۶

۱۵سپس فَریسیان بیرون رفتند و شور کردند تا ببینند چگونه می‌توانند او را با سخنان خودش به‌دام اندازند.۱۶آنها شاگردان خود را به همراه هیرودیان نزد او فرستادند و گفتند: «استاد، می‌دانیم مردی صادق هستی و راه خدا را به‌درستی می‌آموزانی و از کسی باک نداری، زیرا بر صورت ظاهر نظر نمی‌کنی.۱۷پس رأی خود را به ما بگو؛ آیا پرداخت خراج به قیصر رواست یا نه؟»۱۸عیسی به بداندیشی آنان پی برد و گفت: «ای ریاکاران، چرا مرا می‌آزمایید؟۱۹سکه‌ای را که با آن خراج می‌پردازید، به من نشان دهید.» آنها سکه‌ای یک دیناری به وی دادند.۲۰از ایشان پرسید: «نقش و نام روی این سکه از آنِ کیست؟»۲۱پاسخ دادند: «از آنِ قیصر.» به آنها گفت: «پس مال قیصر را به قیصر بدهید و مال خدا را به خدا.»۲۲چون این را شنیدند، در شگفت شدند و او را واگذاشته، رفتند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر